تبليغاتX
یا رب العرش العظیم - نامه اعمال
 
 

... يك شب در سال 83 خواب جالبي ديدم. خواب ديدم وارد يك اتاق ساده اي شدم كه فقط يك فرش يا يك موكت در آن پهن شده بود. سيدي با عمامه و عباي مشكي دو زانو نشسته بود و سرش را زير انداخته بود. كنار آن سيد، جوان خوش سيما با كت و شلوار بصورت دو زانو نشسته بود. البته آن جوان را مي شناختم. يكي از همكاران ما در شركت بود. جوان سنگين و با اخلاق و كم حرفي بود. وارد اتاق كه شدم دلهره داشتم. انتظار داشتم آن سيد حرفي بزند و يا به قول امروزيها مرا تحويل بگيرد ولي همچنان ساكت بود. رفتم جلو و دو زانو كنار آن جوان نشستم. آن جوام دست كرد داخل كيف چرمي كه كنارش بود و يك CD يا همان لوح فشرده درآورد. روي CD خيلي خش داشت و ترس و دلهره تمام وجودم را فرا گرفته بود. جوان CD را نشان سيد داد و نمي دانم چي به همديگه گفتند. جوان برگشت به من گفت: تو پذيرفته شدي اما مواظب خودت باش (يا وضعيت چندان خوبي نداري).

از يك طرف بخاطر پذيرفته شدن خيلي خوشحال بودم اما از يك طرف ترس و دلهره داشتم.

بعدها يك روز آن جوان را ديدم و خواب را برايش تعريف كردم. لبخندي زد و هيچي نگفت. فقط يك كارت دعوت از كيفش درآورد و گفت اگه دوست داشتي يك مراسم مذهبي در يكي از مكانهاي شمال تهران است بيا. البته من وقت نكردم برم......

يا رب العرش العظيم:انت مولاي و انا عبد و هل يرحم العبد الا المولاي ....

.... اللهم اني اسئلك الامان يوم لاينفع المال و لا بنون، الا من اتي الله بقلب سليم

 

 وَوُضِعَ الْكِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَا وَيْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا سوره مبارکه کهف ۴۹

و كتاب [= كتابى كه نامه اعمال همه انسانهاست‏] در آن جا گذارده مى‏شود، پس گنهكاران را مى‏بينى كه از آنچه در آن است‏، ترسان و هراسانند؛ و مى‏گويند: (اى واى بر ما! اين چه كتابى است كه هيچ عمل كوچك و بزرگى را فرونگذاشته مگر اينكه آن را به شمار آورده است‏؟! و [اين در حالى است كه‏] همه اعمال خود را حاضر مى‏بينند؛ و پروردگارت به هيچ كس ستم نمى‏كند.

  نوشته شده در  سه شنبه 16 خرداد1385ساعت 9:38  توسط نگاه آشنا  | 
  POWERED BY BLOGFA.COM