مطالب زير ترجمه آيه هاي 47 تا 96 از سوره بقره است.در اين آيه ها بر نافرمانيهاي متعدد قوم بني اسرائيل در زمان حضرت موسي (ع) اشاره شده است:
47. اي فرزندان اسرائيل، از نعمتهايم كه بر شما ارزاني داشتم، و [از] اينكه من شما را بر جهانيان برتري دادم، ياد كنيد.
48. و بترسيد از روزي كه هيچ كس چيزي [از عذاب خدا] را از كسي دفع نميكند؛ و نه از او شفاعتي پذيرفته، و نه به جاي وي بدلي گرفته ميشود؛ و نه ياري خواهند شد.
49. و [به ياد آريد] آنگاه كه شما را از [چنگ] فرعونيان رهانيديم؛ [آنان] شما را سخت شكنجه ميكردند؛ پسران شما را سر ميبريدند؛ و زنهايتان را زنده ميگذاشتند، و در آن [امر، بلا و] آزمايش بزرگي از جانب پروردگارتان بود.
50. و هنگامي كه دريا را براي شما شكافتيم و شما را نجات بخشيديم؛ و فرعونيان را- در حالي كه شما نظاره ميكرديد- غرق كرديم.
51. و آنگاه كه با موسي چهل شب قرار گذاشتيم؛ آنگاه در غياب وي، شما گوساله را [به پرستش] گرفتيد، در حالي كه ستمكار بوديد.
52. پس از آن بر شما بخشوديم، باشد كه شكرگزاري كنيد.
53. و آنگاه كه موسي را كتاب و فرقان [= جداكننده حق از باطل] داديم، شايد هدايت يابيد.
54. و چون موسي به قوم خود گفت: «اي قوم من، شما با [به پرستش] گرفتن گوساله، برخود ستم كرديد، پس به درگاه آفريننده خود توبه كنيد، و [خطاكاران] خودتان را به قتل برسانيد، كه اين [كار] نزد آفريدگارتان براي شما بهتر است.» پس [خدا] توبه شما را پذيرفت، كه او توبهپذير مهربان است.
55. و چون گفتيد: «اي موسي، تا خدا را آشكارا نبينيم، هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد.» پس - در حالي كه مينگريستيد- صاعقه شما را فرو گرفت.
56. سپس شما را پس از مرگتان برانگيختيم؛ باشد كه شكرگزاري كنيد.
57. و بر شما ابر را سايهگستر كرديم؛ و بر شما «گزانگبين» و «بلدرچين» فرو فرستاديم؛ [و گفتيم:] «از خوراكيهاي پاكيزهاي كه به شما روزي دادهايم، بخوريد.» و[لي آنان] بر ما ستم نكردند، بلكه بر خويشتن ستم روا ميداشتند.
58. و [نيز به يادآريد] هنگامي را كه گفتيم: «بدين شهر درآييد، و از [نعمتهاي] آن، هر گونه خواستيد، فراوان بخوريد، و سجدهكنان از در [بزرگ] درآييد؛ و بگوييد: [خداوندا،] گناهان ما را بريز. تا خطاهاي شما را ببخشاييم، و [پاداش] نيكوكاران را خواهيم افزود.»
59. اما كساني كه ستم كرده بودند، [آن سخن را] به سخن ديگري- غير از آنچه به ايشان گفته شده بود- تبديل كردند. و ما [نيز] بر آنان كه ستم كردند، به سزاي اينكه نافرماني پيشه كرده بودند، عذابي از آسمان فرو فرستاديم.
60. و هنگامي كه موسي براي قوم خود در پي آب برآمد، گفتيم: «با عصايت بر آن تخته سنگ بزن.» پس دوازده چشمه از آن جوشيدن گرفت، [به گونهاي كه] هر قبيلهاي آبشخور خود را ميدانست.[و گفتيم:] «از روزي خدا بخوريد و بياشاميد، و[لي] در زمين سر به فساد برمداريد.»
61. و چون گفتيد: «اي موسي! هرگز بر يك [نوع] خوراك تاب نياوريم، از خداي خود براي ما بخواه تا از آنچه زمين ميروياند، از [قبيل] سبزي و خيار و سير و عدس و پياز، براي ما بروياند» [موسي] گفت: «آيا به جاي چيز بهتر، خواهان چيز پستتريد؟ پس به شهر فرود آييد، كه آنچه را خواستهايد براي شما [در آنجا مهيا]ست.» و [داغ] خواري و ناداري بر [پيشاني] آنان زده شد، و به خشم خدا گرفتار آمدند؛ چرا كه آنان به نشانه هاي خدا كفر ورزيده بودند، و پيامبران را بناحق ميكشتند؛ اين، از آن روي بود كه سركشي نموده، و از حد درگذرانيده بودند.
62 . در حقيقت، كساني كه [به اسلام] ايمان آورده، و كساني كه يهودي شدهاند، و ترسايان و صابئان، هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان داشت و كار شايسته كرد، پس اجرشان را پيش پروردگارشان خواهند داشت، و نه بيمي بر آنان است، و نه اندوهناك خواهند شد.
63 . و چون از شما پيمان محكم گرفتيم، و [كوه] طور را بر فراز شما افراشتيم، [و فرموديم:] «آنچه را به شما دادهايم به جد و جهد بگيريد، و آنچه را در آن است به خاطر داشته باشيد، باشد كه به تقوا گراييد.»
64 . سپس شما بعد از آن [پيمان] رويگردان شديد، و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود، مسلما از زيانكاران بوديد.
65 . و كساني از شما را كه در روز شنبه [از فرمان خدا] تجاوز كردند نيك شناختيد، پس ايشان را گفتيم: «بوزينگاني طرد شده باشيد.»
66 . و ما آن [عقوبت] را براي حاضران، و [نسلهاي] پس از آن، عبرتي،و براي پرهيزگاران پندي قرار داديم.
67 . و هنگامي كه موسي به قوم خود گفت: «خدا به شما فرمان ميدهد كه: ماده گاوي را سر ببريد»، گفتند: «آيا ما را به ريشخند ميگيري؟» گفت: «پناه ميبرم به خدا كه [مبادا] از جاهلان باشم.»
68 . گفتند: «پروردگارت را براي ما بخوان، تا بر ما روشن سازد كه آن چگونه [گاوي] است؟» گفت: «وي ميفرمايد: آن ماده گاوي است نه پير و نه خردسال، [بلكه] ميانسالي است بين اين دو. پس آنچه را [بدان] مأموريد به جاي آريد.»
69 . گفتند: «از پروردگارت بخواه، تا بر ما روشن كند كه رنگش چگونه است؟» گفت: «وي ميفرمايد: آن ماده گاوي است زرد يكدست و خالص، كه رنگش بينندگان را شاد ميكند.»
70.. گفتند: «از پروردگارت بخواه، تا بر ما روشن گرداند كه آن چگونه [گاوي] باشد؟ زيرا [چگونگي] اين ماده گاو بر ما مشتبه شده، و[لي با توضيحات بيشتر تو] ما ان شاء الله حتماً هدايت خواهيم شد.»
71. گفت: «وي ميفرمايد: در حقيقت، آن ماده گاوي است كه نه رام است تا زمين را شخم زند؛ و نه كشتزار را آبياري كند؛ بينقص است؛ و هيچ لكهاي در آن نيست.» گفتند: «اينك سخن درست آوردي.» پس آن را سر بريدند، و چيزي نمانده بود كه نكنند.
72. و چون شخصي را كشتيد، و درباره او با يكديگر به ستيزه برخاستيد، و حال آنكه خدا، آنچه را كتمان ميكرديد، آشكار گردانيد.
73. پس فرموديم: «پارهاي از آن [گاو سر بريده را] به آن [مقتول] بزنيد» [تا زنده شود]. اين گونه خدا مردگان را زنده ميكند، و آيات خود را به شما مينماياند، باشد كه بينديشيد.
74. سپس دلهاي شما بعد از اين [واقعه] سخت گرديد، همانند سنگ، يا سختتر از آن، چرا كه از برخي سنگها، جويهايي بيرون ميزند، و پارهاي از آنها ميشكافد و آب از آن خارج ميشود، و برخي از آنها از بيم خدا فرو ميريزد، و خدا از آنچه ميكنيد غافل نيست.
75. آيا طمع داريد كه [اينان] به شما ايمان بياورند؟ با آنكه گروهي از آنان سخنان خدا را ميشنيدند، سپس آن را بعد از فهميدنش تحريف ميكردند، و خودشان هم ميدانستند.
76. و [همين يهوديان] چون با كساني كه ايمان آوردهاند برخورد كنند، ميگويند: «ما ايمان آوردهايم.» و وقتي با همديگر خلوت ميكنند، ميگويند: «چرا از آنچه خداوند بر شما گشوده است، براي آنان حكايت ميكنيد تا آنان به [استناد] آن، پيش پروردگارتان بر ضد شما استدلال كنند؟ آيا فكر نميكنيد؟»
77. آيا نميدانند كه خداوند آنچه را پوشيده ميدارند، و آنچه را آشكار ميكنند، ميداند؟
78. و [بعضي] از آنان بيسواداني هستند كه كتاب [خدا] را جز خيالات خامي نميدانند، و فقط گمان ميبرند.
79. پس واي بر كساني كه كتاب [تحريف شدهاي] با دستهاي خود مينويسند، سپس ميگويند: «اين از جانب خداست»، تا بدان بهاي ناچيزي به دست آرند؛ پس واي بر ايشان از آنچه دستهايشان نوشته، و واي بر ايشان از آنچه [از اين راه] به دست ميآورند.
80. و گفتند: «جز روزهايي چند، هرگز آتش به ما نخواهد رسيد.» بگو: «مگر پيماني از خدا گرفتهايد؟- كه خدا پيمان خود را هرگز خلاف نخواهد كرد- يا آنچه را نميدانيد به دروغ به خدا نسبت ميدهيد؟»
81. آري، كسي كه بدي به دست آورد، و گناهش او را در ميان گيرد، پس چنين كساني اهل آتشند، و در آن ماندگار خواهند بود.
82. و كساني كه ايمان آورده، و كارهاي شايسته كردهاند، آنان اهل بهشتند، و در آن جاودان خواهند ماند.
83. و چون از فرزندان اسرائيل پيمان محكم گرفتيم كه: «جز خدا را نپرستيد، و به پدر و مادر، و خويشان و يتيمان و مستمندان احسان كنيد، و با مردم [به زبان] خوش سخن بگوييد، و نماز را به پا داريد، و زكات را بدهيد»؛ آنگاه، جز اندكي از شما، [همگي] به حالت اعراض روي برتافتيد.
84. و چون از شما پيمان محكم گرفتيم كه: «خون همديگر را مريزيد، و يكديگر را از سرزمين خود بيرون نكنيد»؛ سپس [به اين پيمان] اقرار كرديد، و خود گواهيد.
85. [ولي] باز همين شما هستيد كه يكديگر را ميكشيد، و گروهي از خودتان را از ديارشان بيرون ميرانيد، و به گناه و تجاوز، بر ضد آنان به يكديگر كمك ميكنيد. و اگر به اسارت پيش شما آيند، به [دادن] فديه، آنان را آزاد ميكنيد، با آنكه [نه تنها كشتن، بلكه] بيرون كردن آنان بر شما حرام شده است. آيا شما به پارهاي از كتاب [تورات] ايمان ميآوريد، و به پارهاي كفر ميورزيد؟ پس جزاي هركس از شما كه چنين كند، جز خواري در زندگي دنيا چيزي نخواهد بود، و روز رستاخيز ايشان را به سخت ترين عذابها باز برند، و خداوند از آنچه ميكنيد غافل نيست.
86. همين كسانند كه زندگي دنيا را به [بهاي] جهان ديگر خريدند. پس نه عذاب آنان سبك گردد، و نه ايشان ياري شوند.
87. و همانا به موسي كتاب [تورات] را داديم، و پس از او پيامبراني را پشت سر هم فرستاديم، و عيسي پسر مريم را معجزه هاي آشكار بخشيديم، و او را با «روح القدس» تأييد كرديم؛ پس چرا هرگاه پيامبري چيزي را كه خوشايند شما نبود برايتان آورد، كبر ورزيديد؟ گروهي را دروغگو خوانديد و گروهي را كشتيد.
88. و گفتند: «دلهاي ما در غلاف است.» [نه، چنين نيست] بلكه خدا به سزاي كفرشان، لعنتشان كرده است. پس آنان كه ايمان ميآورند چه اندك شمارهاند.
89. و هنگامي كه از جانب خداوند كتابي كه مؤيد آنچه نزد آنان است برايشان آمد، و از ديرباز [در انتظارش] بر كساني كه كافر شده بودند پيروزي ميجستند؛ ولي همين كه آنچه [كه اوصافش] را ميشناختند برايشان آمد، انكارش كردند. پس لعنت خدا بر كافران باد.
90. وه كه به چه بد بهايي خود را فروختند كه به آنچه خدا نازل كرده بود از سر رشك انكار آوردند، كه چرا خداوند از فضل خويش بر هر كس از بندگانش كه بخواهد [آياتي] فرو ميفرستد. پس به خشمي بر خشم ديگر گرفتار آمدند. و براي كافران عذابي خفتآور است.
91. و چون به آنان گفته شود: «به آنچه خدا نازل كرده ايمان آوريد»، ميگويند: «ما به آنچه بر [پيامبر] خودمان نازل شده ايمان ميآوريم.» و غير آن را -با آنكه [كاملا] حق و مؤيد همان چيزي است كه با آنان است- انكار ميكنند. بگو: «اگر مؤمن بوديد، پس چرا پيش از اين، پيامبران خدا را ميكشتيد؟»
92. و قطعاً موسي براي شما معجزات آشكاري آورد، سپس آن گوساله را در غياب وي [به خدايي] گرفتيد، و ستمكار شديد.
93. و آنگاه كه از شما پيمان محكم گرفتيم، و [كوه] طور را بر فراز شما برافراشتيم، [و گفتيم:] «آنچه را به شما دادهايم به جد و جهد بگيريد، و [به دستورهاي آن] گوش فرا دهيد.» گفتند: «شنيديم و نافرماني كرديم.» و بر اثر كفرشان، [مِهر] گوساله در دلشان سرشته شد. بگو: «اگر مؤمنيد [بدانيد كه] ايمانتان شما را به بد چيزي واميدارد.»
۹۴. بگو: «اگر در نزد خدا، سراي بازپسين يكسر به شما اختصاص دارد، نه ديگر مردم، پس اگر راست ميگوييد آرزوي مرگ كنيد.»
95. ولي به سبب كارهايي كه از پيش كردهاند، هرگز آن را آرزو نخواهند كرد. و خدا به [حال] ستمگران داناست.
96. و آنان را مسلما آزمندترين مردم به زندگي، و [حتي حريصتر] از كساني كه شرك ميورزند خواهي يافت. هر يك از ايشان آرزو دارد كه كاش هزار سال عمر كند با آنكه اگر چنين عمري هم به او داده شود، وي را از عذاب دور نتواند داشت. و خدا بر آنچه ميكنند بيناست.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|